تبليغاتX

دلم گرفته اسمون نمی تونم گريه کنم....شکنجه می شم از خودم نمی تونم شکوه کنم... انگاری کوه غصه ها رو سينه من اومده...آخ داره باورم می شه..خنده به ما نيومده... دلم گرفته اسمون از خودتم خسته ترم...تو روزگار بی کسی يه عمره که دربه درم... حتی صدای نفسم می گه که توی قفسم...من واسه اتيش زدن يه کوله بار شب بسم... دلم گرفته اسمون يه کم منو حوصله کن...نگو زدست روزگار يه خورده کمتر گله کن... منو به بازی می گيرن عقربه های ساعتم...برگه تقويم می کنه لحظه به لحظه لعنتم... اهای زمين يه لحظه تو نفس نزن...بذار تا آروم بگيره يه ادم شکسته تن...!

جزیره سبز - چهار شنبه سوری

بوي آتش ودود و كنده سالهاست كه با صداي ترقه و نارنجك و سيگارت در هم پيچيده تا ميراث نامبارك ايستادگي در برابر آيين‌هاي مردمي را به گوش همگان برساند سالهاست كه صداي دلخراش انفجار مواد منفجره ، صداي قاشقزن‌هاي آييني را در خود خفه كرده است ....

جشن سوری (چهار شنبه سوری )

 

 آرياييان جشن هاي باشكوه بسياري بر پا مي كردند كه از جمله آنها ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » معروف به « چهارشنبه سوري »  و « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره جشن هاي فراموش شده آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت .

آتش از ديرباز نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين بوده است .

مجموعه ي آيين هاي نوروزي از « جشن سوري» ( چهارشنبه سوري ) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سرانجام خود مي رسد.

برخي را باور اين است كه با در نظر آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه برآمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است چرا كه همانگونه كه مي دانيم  در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است :

هرمزد روز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و و  نشاني از بخش بندي امروزين چهار هفته يي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد اما مي بينيم كه در ميانه سده چهارم هجري ، از اين جشن هنگام و چگونگي بر پايي آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسک (كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور - پسر نوح- از شاهان ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته است شب چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و ناخجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند . همچنين جاحظ در نَسَک خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگی(نا مبارک)چهارشنبه نزد تازيان اشاره مي كند . منوچهري در اين روز مردمان را به شادماني مي خواند تا از نا خوبي و بد يمني آن رها شوند.

روانشاد استادپور داوود نيز در اين باره مي‌نويسد : « ايرانيان باستان شنبه و آدينه نداشتند .روز چهارشنبه در نزد اعراب روز شوم و نحسي است و ايرانيان آتش افروزي پايان سال را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا پيش آمدهاي سال نو از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بر كنار بماند .»

 اما بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستانيِ « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست :

1. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك

2. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم»  (آخرين گاهنبار سالانه)

۳. ديدگاه سوم ، شب پايانی سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است.

افزون بر اين و بنا به سنتي كه براي برخي رويدادهاي بزرگ و جشن هاي باستاني ، برابر نهادي اسلامي نيز به دست داده شده است ، آتش افروزي و شادماني شب چهارشنبه ي آخر سال را برخي به قيام مختار ثقفي كه به خونخواهي حسين و فرزندانش قيام كرده بود  نسبت مي دهند : « مختار وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي كشتگان كربلا قيام كرد ، براي اين كه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر كفار بتازد ، دستور داد كه شيعيان بر بام خانه ي خود آتش روشن كنند و اين شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد»

واژه « سوري » در پارسي به چمِ (معني) « سرخ » مي باشد و چنان كه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور» در مفهوم « ميهماني » هم به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان ، زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . چگونگي اين جشن ، همساني و مانندگي هاي فراواني به جشن سده دارد.

استاد پورداود ، پس از بزرگداشت اين جشن باستاني ، به جستار ويژه اي اشاره دارد و بر اين باور است كه رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه هايي همچون « سرخي تو از من ، زردي من از تو » از افزونه هاي پسا اسلامي است و از ديدگاهي ، بي احترامي به جايگاه ارجمند آتش به شمار مي رود.

اما به گفته برخي پژويندگان به آسانی ميتوان اين نگره را رد كرد:

نخست ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش :

زيرا يكي از جنبه هاي تقدس آتش ، پاك نمودن بيماريها و دور كردن ارواح خبيثه ( به تعبير آن دوران) بوده است. برای نمونه در صورت سرايت طاعون رخت و ابزار بيمار را در آتش مي ريختند تا از بدي ها پاك شود و صد در صد اين بي احترامي به آتش به شمار نمی آيد. هم اكنون نيز رسم اسپند دود كردن و گرد خانه تاب دادن  ( برای زدودن شر و بيماري و چشم زخم)رايج است كه باز مانده از گذشته است و پريدن از روي آتش هم مي توانسته با فلسفه پاك كردن نفس صورت گرفته باشد.

دوم گذر سياوش از آتش :

ابتدا بايد ببينيم سياوش چگونه از آتش گذشته است!

 

حضرت فردوسي مي فرمايد:

 

ســيــاوش ســيــه را بــه تــنــدي بــتـــاخـــت

نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت

ز هــرســو زبــانــه هــمــي بـــركـــشـــيـــد

كــســي خـــود و اســـپ ســـيـــاوش نـــديـــد

 

خب آتش انبوهي بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است و مي دانيم كه گامهاي اسب ريخت پرش دارد پس سياوش به آرامي و نرمي از آتش نگذشته است.

 

گويند موبد آذرپاد مهر اسپندان ، كه اندرزنامه اش از كم شمار نبشته هاي به جاي مانده از زمانه ي پيش از چيرگي تازي است گويا خودش براي اثبات حقانيت خود ، از آتش گذشته و يا سينه ي خود را سوزانيده بوده است ( مانند داستان سياوش) و اين چهارشنبه سوري هم به احتمال زياد به گونه اي يادگار آزمون آتش در آيين كهن ايران است.

 

برخي از آيين های جشن سوري

 

بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني، فال كوزه، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی، توپ مرواريد از جمله آيين هاي جشن سوري به شمار مي رود.

همچنين در مناطقي همچون شيراز ، كردستان و آذربايگان ، آداب و آيين ويژه و كهن تري وجود دارد . برای نمونه ، سفره حضرت خضر( ع ) يا آب پاشي در سعديه كه ويژه ي شيراز است و يا سفره هاي خوراكي رنگيني كه در كردستان و آذربايگان آماده مي شود و نيز آيين آتش افروزي و شادماني همگاني مردم .

برخي را عقيده بر اين است كه « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فَروَهَر درگذشتگان نيز پيوند و بستگي دارد. البته استاد مهرداد بهار با اين ايده ي فرجامين همداستان نيست.

 

فرجام سخن آنكه ، اميد است اين روشني بخشي ها و آتش افروزي ها ، اخگري شود بر بيشه ي اندشه هاي پر طراوت مردمان خردمند ايراني تا به پشتوانه فرهنگ پر بار و ارجمند خويش و به يادمان شادباش ها و خشنودي هاي كهني كه همگي داراي بستري ديني ، اخلاقي و فرهنگي بوده ، خردمندانه و در روشنان پندار و گفتار وكردار نيك ، پاي كوبانه و خرسند در راه راستي گام زنند .

اميد است که همه ي هم ميهنان گرامی با برپاداشتن اين جشن و جشنهای ديگرِايران زمين در راه کوشش برای پدافند ، دفاع و نگهداری از اين آيين های کهن گام بردارند.

 

 

 

پاي نوشت ها :

 

بهرام فره وشي- 1364 ، جهان فروري ، صفحات 43. 44. 49، چاپ دوم ، انتشارات كاويان

عبدالعظيم رضايي - 1379 ، تاريخ نوروز و گاهشماري ايران ، صفحات 119-118چاپ اول ، انتشارات در

هاشم رضي - 1358 ، جشن سده ، چهارشنبه سوري ،صفحه 149 ، چاپ اول ، سازمان انتشارات فروهر

محمود روح الاميني- 1376 ، آيين ها و جشن هاي كهن در ايران امروز، صفحه 50 ، چاپ اول انتشارات آگه

مهرداد بهار - 1376 ، جستاري چند در فرهنگ ايران ، صفحات 234- 233 ، چاپ سوم ، انتشارات فكر روز

ابراهيم پورداود- 1343  ، آناهيتا ، صفحه 75 ، به كوشش مرتضي گرجي ، چاپ اول ، انتشارات اميركبير

علي بلوك باشي - 1380  ، نوروز ، جشن نوزايي طبيعت ، صفحات 57-63 ، چاپ اول ، دفتر پژوهشهاي فرهنگي
دست نوشته هاي نیلو* در سه شنبه 1385/12/22 | موضوع: حرفهای نیلو |
ادامه مطلب |