


مرا امشب
تو ای مستغنی الوصف
بنام عاشق
ویا درمانده
بیمار جدایی
رخم زرد و تنم پر درد و
در این وادی گردون پریشانم
اجاقم گرمی عشقت
سرایم کوی یا رحمن
وز این شیرینی دنیا
نشد شیرین لبم
از تلخی طعم فراغت
الهی
تو رحیمی و سزاوار ستایش
بکن رحمی بر این بنده
تو بگذر از گناهم



كاش مي شد سرزمين عشق را
در ميان گامها تقسيم كرد
كاش مي شد با نگاه شاپرك
عشق را بر آسمان تفهيم كرد
كاش مي شد با دو چشم عاطفه
قلب سرد آسمان را ناز كرد
كاش مي شد با پري از برگ ياس
تا طلوع سرخ گل پرواز كرد
كاش ميشد با نسيم شامگاه
برگ زرد ياس ها را رنگ كرد
كاش مي شد با خزان قلبها
مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد
كاش ميشد در سكوت دشت شب
ناله غمگين باران را شنيد
بعد دست قطره هايش را گرفت
تا بهار آرزو ها پر كشيد
كاش مي شد مثل يك حس لطيف
لا به لاي آسمان پر نور شد
كاش ميشد چادر شب را كشيد
از نقاب شوم ظلمت دور شد
كاش مي شد از ميان ژاله ها
جرعه اي از مهرباني را چشيد
در جواب خوبها جان هديه داد
سختي و نامهرباني را نديد
كاش ميشد با محبت خانه ساخت
يك اطاقش را به مرواريد داد
كاش مي شد آسمان مهر را
خانه كرد و به گل خورشيد داد
كاش ميشد بر تمام مردمان
پيشوند نام انسان را گذاشت
كاش مي شد كه دلي را شاد كرد
بر لب خشكيده اي يك غنچه كاشت
كاش ميشد در ستاره غرق شد
در نگاهش عاشقانه تاب خورد
كاش مي شد مثل قوهاي سپيد
از لب درياي مهرش آب خورد
كاش ميشد جاي اشعار بلند
بيت ها راساده و زيبا كنم
كاش مي شد برگ برگ بيت را
سرخ تر از واژه رويا كنم
كاش ميشد با كلامي سرخ و سبز
يك دل غمديده را تسكين دهم
كاش ميشد در طلوع یاس ها
به صنوبر يك سبد نسرين دهم
كاش ميشد با تمام حرف ها
يك دريچه به صفا را وا كنم
كاش ميشد در نهايت راه عشق
آن گل گم گشته را پيدا كنم

ولی دوستان باور کنید غیر از مشغله کاری نظر ندادن شما باعث دلسرد شدن من میشه پس اگه خسته نمیشین این همه میاین تو جزیره رو سنگها راه نرید بذارید جای پاهاتون روی شنها بمونه
دلم پوسید یه حرفی پیشنهادی نظری انتقادی
از دوستانی هم که قبلا نظر دادن جا داره همینجا شدیدا و عمیقا تشکر کنم
احساس حظور گرم شماست که من رو تشویق به نوشتن میکنه
از دوستان خواننده ای هم که در زمینه شعر فعالیت دارند خواهش میکنم منو توی بهتر کردن شعرام یاری بدن
در ضمن باید باز هم یاد آور بشم که همه این شعر ها مال من نیست فقط اونهایی که با عنوان "اشعار تنها" هستند مال خودمه بقیه یا اگه معلوم بوده اسم شاعر رو نوشتم یا اگه ننوشتم از شاعرش همینجا معذرت میخوام
تنـــــــــــــــــــــها
لبش خندان و زلفش دست باد آمد به سویم
گره کردم دو ابرو گفتمش :"دیر آمدی؟" گفت:
"نگارم صبر ایوبت کجا خوش خلق و خویم؟؟!!"
چند تا از عکسه مثل اینکه یا دیر بالا می اومده یا فیلتر شده بوده دوباره تو سرور خودم براتون گذاشتمشون:


